سلام!!بچه ها .. خوبین؟؟خوبم...مر۳۰!!امروز یه گروه رو میخوام بهتون معرفی کنم ..اول به وبم رای بدید..




گروه هنری رستاک...!
شاید بشناسید...شاید هم نه.. به هر حال امروز اون رو معرفی میکنم...
اول این سایته رسمی اش هست....:
گروه موسیقی رستاک
دوم....اعضا ی این گروه کاملا حرفه ای هستند ..معرفی میکنم...
سیامک (سیروس) سپهری
سرپرست گروه و نوازنده تار
کارشناس موسیقی از دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران
متولد ۲ شهریور ماه ۱۳۵۲
اجرای کنسرت در کشورهای آلمان، فرانسه، ایتالیا، ژاپن، اسپانیا، هلند و بلاروس همراه با گروه موسیقی رستاک
برنده بهترین موسیقی جشنواره فیلم مستند یادگار
تجربه زیبای دوران کودکی با مهربانی مادر برای لمس تار در دستان کوچکم شکل گرفت. احساسی که شیرینی اش سالها بعد باعث شد تا از رشتۀ زمین شناسی انصراف داده و به تحصیل در رشته موسیقی بپردازم. در سال ۷۶ همزمان با آغاز تحصیلم در دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران با همکاری دوست خوبم بهزاد پورنقی گروه موسیقی رستاک را پایه ریزی کردم . رستاکی که آرزوی همیشگی ام بود. گروهی با مناسبات عمیق هنری و انسانی با همراهی و پشتوانه ی همیشگی پدرم. از آن زمان تا کنون زیباترین لحظه هایم را در کناربهترین دوستانم برای تحقق رویاهایم در رستاک می گذرانم.
فرزاد مرادی
خواننده و نوازنده سازهای تنبور، دوتار، سه تار، قوپوز، تارباس و دهل
متولد یکم اردیبهشت ماه ۱۳۵۷
کارشناس موسیقی از دانشکده هنر و معماری دانشگاه آزاد تهران
نوازنده برگزیده تنبور در جشنواره موسیقی فجر و جشنواره دانشجویی سراسر کشور
اجرای کنسرت در کشورهای آلمان، فرانسه، ایتالیا، ژاپن، اسپانیا، هلند و بلاروس همراه با گروه موسیقی رستاک
شکفته شدن در دنیای نو در آغازین دم یکم اردیبهشت ۵۷.
در هم آمیختن گریههای غریب با لالاییهای مادر. آرام گرفتن با کلام تنبور و آواز پدر. این سرآغاز زندگی موسیقایی فرزاد بود. پدر بزرگم، شاهنامه خوان، ادیب و قصهگویی مهربان، که حکایتهای منظوم و کهن ایرانیاش زینتبخش شب نشینیهای زمستانی رعیت روستاهای گوران بود.
در شش سالگی جلوشاهی را نواختم. کاسۀ ساز را روی زمین میگذاشتم تا دستان کودکانهام به آخرین دستانهای ساز برسد و این موجب شعف و حیرت دیگران میشد ...
در گذر زمان از بلندیهای سرنوشت گذشتم. ترنم ترانههای گمگشتگی خویش را در جوانه ای نو پا یافتم به نام رستاک که پای در ریشه داشت و سر بر آسمان.
و از آن دم تاکنون با سیامک و دیگر دوستانم افسانه ها و اسطوره های خاک را از زمزمه های ریشه درمی یابیم و به بیان تازه خویش می سراییم.
رضا عابدیان
نوازنده کمانچه و تارباس آرشهای
کارشناس زیست شناسی از دانشگاه گرگان
متولد ۲۳ تیر ماه ۱۳۴۹
اجرای کنسرت در کشورهای ژاپن، آلمان، فرانسه، ایتالیا، اسپانیا و هلند همراه با گروه موسیقی رستاک
مازندران/ بابل/ باران/ سقف های سفالی/ آسمان ابری/ گرامافون و صفحه های رنگارنگ به جای اسباب بازی در دوسالگی/ آکاردئون و یک تنبک با بدنه سفالی که زود شکست/ دبیرستان؛ آشنایی با تاتر و مباحثی مانند هنر برای مردم ، هنر برای هنر، هنر متعهد، هنر متعالی و مبتذل/ یادگیری ردیف آوازی/ دانشگاه و یادگیری سه تار نزد سعید محمدی که ناتمام ماند/ آموزش کمانچه نزد محسن علی محمدی که بعدها خودکشی کرد و سوگوارش شدم/ فراگیری کمانچه نزد استاد سعید فرج پوری/ آشنایی با سیامک در سال ۷۱ و اجرای چند کنسرت تا ورود به رستاک در سال ۷۹/ دنیای رنگارنگ نغمه های فولکلور ایران به روایت رستاک.
بهزاد مرادی
خواننده و نوازنده سازهای دف، دهل، قوپوز، کوزه، طاس، تامبورین و دسرکتن
کارشناس ارشد مهندسی عمران از دانشگاه علوم وتحقیقات
نوازنده برگزیده دف در جشنواره موسیقی نواحی ایران
متولد ۳ تیرماه ۱۳۶۴
اجرا در تالار وحدت و فستیوال موسیقی اقوام به همراه گروه موسیقی رستاک
این روزها را که با رستاک می گذرانم فکر می کنم بهترین لحظه های زندگیم هستند. چند سال قبل که امکان همراهی با رستاک بدین صورت برایم مقدور نبود، لحظاتم با موسیقی نواحی و زمزمه کردن آنها می گذشت. دیدار مهرداد نهایی، دوست خوب قدیمیمان و حضور فرزاد که بیشتر از یک برادر، استاد و دوستم است با رستاک آشناترم کرد. ده سالگی، آن روز که دف زدن را شروع کردم و قبل تر ازآن، اولین بار که بابا یادم داد تنبور بزنم، تنبور بیرنگ قدیمی و یادگار پدربزرگم ، مادرم و لالایی های قدیمی کردی ... همه را در ذهن میآورم ... همه بودند تا رستاکی شدم.
پیران مهاجری
نوازنده عود و دهلک
کارشناس موسیقی از دانشگاه هنر تهران
طراح کوبهای قطعات رستاک
متولد ۷ بهمن ماه ۱۳۶۱
اجرا در تالار وحدت، تالار اندیشه و جشنوارههای موسیقی فولکور با گروه موسیقی رستاک
ده سال پیش، عود هزار ساله بود. من پانزده سال داشتم. کلمه و سعدی را، صوت و امیری را، رنگ و نقش را، کوه و اسب و انسان را خوش خوش می فهمیدم. می دانستم شاید گل قبیله ی ما بود، شاید باد ولایت ما بود و دف می زدم ... و عود هزارساله بود و من عود نمی دانستم.
نواختم با رستاک، از ۱۳۷۹
دف، احمد خاک طینت، آموختن، مجید پوستی، رستاک، آشنایی، عود، محمد فیروزی، عود، تامل، موسیقی.
حالا به حکم مهر دانشگاه هنر کارشناس موسیقی ام. نوازنده ی عودم. عود می زنم در رستاک و کوبه ای ها را سامان میدهم.
حالا صوت و حرف و نقش حرفهی من است.
حالا شاید رستاک همسال عود است و من بیست و پنج سال دارم. لری، بلوچی، بختیاری، مازندرانی، خراسانی ... رستاک همسال ایران است. شاید حالا رستاک دیرسال تر از عود است.
سارا نادری
نوازنده دوتار، سهتار، دسرکوتن، رباب و تنبک
متولد ۵ مرداد ماه ۱۳۶۰
کارشناس موسیقی از دانشگاه سوره
اجرای کنسرت در کشورهای آلمان، فرانسه، ایتالیا، اسپانیا، هلند و سالن کتابخانه ملی کشور بلاروس همراه با گروه موسیقی رستاک
از همون بچگی به موسیقی علاقمند بودم. در ۱۷ سالگی با شنیدن صدای تنبور احساس خاصی نسبت به موسیقی پیدا کردم که تا اون لحظه تجربه نکرده بودم. با تشویق پدرم که عاشق موسیقی بود و می گفت موسیقی ایرانی با خون هر ایرانی عجینه، یادگیری تنبور را آغاز کردم .
کمکم دف، و بعد از ورود به دانشگاه موسیقی، تار و سه تار و بعد دوتار و سازهای دیگهای رو شناختم و نواختم. در گروه های مختلفی ساز زدم، در جشنواره دانشجویی و موسیقی نواحی و ... شرکت کردم و مقام هایی هم آوردم، ولی انگار کم بود. خیلی هم کم بود. دنبال چیزی بودم که هنوز هیچ جا نبود. تا اینکه با رستاک آشنا شدم.
حالا من عضوی از رستاکم...
اکبر اسماعیلیپور
نوازنده تار
دانشجوی رشته موسیقی
متولد ۱۶ اردیبهشت ماه ۱۳۵۴
اجرا در تالار وحدت، تالار اندیشه، گنبد سلطانیه، جزیره کیش و سالن کتابخانه ملی کشور بلاروس همراه با گروه موسیقی رستاک
اجرای کنسرت به دعوت سازمان یونسکو در کشور فرانسه
برنده بهترین موسیقی نمایش " قصه مردي كه لب نداشت" و "دختران قاليباف"
حدود سال ۷۲ يه سه تار خريدم و موسيقي رو شروع كردم ولی هميشه دوست داشتم نوازنده تار هم باشم. تار هم خريدم و مدتي با تكيه به تجربيات خودم تار زدم و بعد رفتم خدمت استاد حميد خبازي كه واقعاً يادگيري تكنيكهای تار رو مديون اين استاد عزيز هستم. سال ۸۴ از طريق رضا عابديان عزيز با گروه رستاك آشنا شدم. نحوه تمرین وشیوه تنظیم ملودیها و اجراهای گروه خيلي برام جذاب ودوست داشتني بود و اینطوری شد که به گروه پیوستم و از اون به بعد لحظات به یادموندنی رو درکنار گروه تجربه می کنم . لحظات تمرینات، ضبط آلبوم، سفرها، اجراهای رستاک و...
بقیه در ادامه ی مطلب... در ضمن باید بگم...این تیم هنری در ایران دنبال اهنگ های قدیمی هستند و اون ها را دوباره می خوانند تا یاد ان زنده شود...



